نون و القلم



مرگ بر قالیباف، لاریجانی در مراسم ارتحال امام 1398

این روزها با این دعوا ها قالیباف و لاریجانی داره قند تو دلشون آب می شه که آخ این محمود برکنار می شه ما می شیم ریس جمهور.

نگاهی به سرنوشت روسای جمهور و نخست وزیران جمهوری اسلامی به خوبی نشان می دهد که این نظام به هیچ یک از ایشان رحم نکرده و نخواهد کرد. آقایان قالیباف و لاریجانی، شما هم بهتر است از تاریخ عبرت بگیرد و فکر ریس جمهور شدن را از سرتان بیرون کنید. فقط به فکر این باشید که رهبر شوید چون به غیر از رهبر همتون بدبخت می شین. حالا از ما گفتن. می گی نه هشت سال بعد در مراسم ارتحال امام یه عده واسادن دارن شعار می دن مرگ بر قالیباف یا مرگ بر لاریجانی

رئیس جمهورها 

  • ابوالحسن بنی‌صدر در سال ۱۳۵۸ به عنوان اولین رئیس جمهور ایران انتخاب شد و در خرداد ۱۳۶۰ از این مقام عزل شد.
  • محمدعلی رجایی در مرداد ۱۳۶۰ به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد و ۸ شهریور همان سال ترور شد و به قتل رسید.
  • سید علی خامنه‌ای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ دو دوره پیاپی انتخاب شد ولی در دور دوم قبل از پایان دوره به مقام رهبری منصوب شد.
  • اکبر هاشمی رفسنجانی از ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ در دو دوره پیاپی رئیس جمهور بود.
  • محمد خاتمی از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ در دو دوره پیاپی رئیس جمهور بود.
  • محمود احمدی‌نژاد (رئیس جمهور کنونی) از سال 1384 تا 1392 دو دوره پیاپی به ریاست جمهوری برگزیده شد.

نخست‌وزیران


آرش


میوه ممنوعه

دوستی امروز در فیس بوک نوشته بود:

خدایا میوه ی حرام کدام درخت لعنتی را باید بخوریم تا از این زمین نفرین شده رانده شوم؟

در جوابش نوشتم:

آن میوه ی ممنوعه که خوردیم ز باغت    صد مرتبه قی کرده و نی چاره از این بند اسارت

بشنید اسیر قفس آن بانگ امانت          از بی خردی بود که برداشته تن بار امانت

                      بیهوده چه پرسی که چه کردیم بدان بار؟

                   صد فحش و دو صد صب و همین سنگ جوابت

البته برای اینکه به الحاد متهم نشم ترجیح دادم مصراع آخر بدین صورت تغییر بدم

                    بیهوده چه پرسی که چه کردیم بدان بار؟

             این بازوی گچ کرده و آن پای شکسته است جوابت


آرش


آقای مدیری مادرت خودت چند؟

واقعا متاسف شدم از اینکه مهران مدیری طنز رو با هجو قاطی کرده. انتقاد با زبان طنز پسندیده است ولی فحش دادن و توهین کردن چیز دیگه ای هست.

حالا آقای مدیری شما که افتادی دنبال قیمت گذاشتن رو مادر مردم بگو ببینم مادر خودت چند؟


آرش


چه نکاتی را در نماز جمعه رعایت کنیم

١- نمار جمعه در همان روز جمعه برگزار می‌شود. مگر اینکه اتفاقی بیفتد که البته فعلا همان جمعه‌ها می‌باشد.

۲- برای نماز اصولا باید وضو گرفت.

۳- برای یک روز هم که شده از مدل‌هایی که مصداق تبرج حساب می‌شود برای مو استفاده نکنید و موهایتان را با برس به سمت راست صورت کنار برنید، جوری که بریزید روی پیشانی. (البته برای آقاپسرها عرض کردم!)

 ۴- برای شرکت در نماز جمعه باید چادر داشته باشید. خانم‌ها می‌توانند از چادر گل‌گلی استفاده کنند. با مانتو کوتاه یا مدل خفاشی نمی‌توان در نماز جمعه شرکت کرد.

 ۵- از بردن mp3 player و آی‌پاد و سایر وسایل سمعی بصری خودداری کنید.

 ۶- اگر گاز اشک‌آور در حین قنوت شلیک شد، به همان حالت قنوت دستتان رابگذارید مقابل دهانتان که هم اشکتان درنیاید، هم به مناجات ادامه بدهید. در حال رکوع سرتان رابکنیدتوی یقه. سجده خودش حالت دفاعی است. روی مهر آنقدربمانید که ثواب بیشتری ببرید.

 ۷-پرسیدند: اگر زدند توی سرمان چکارکنیم؟ این ها آزمایش الهی است. این آزمایش‌ها شما راثابت قدم می‌کند. ثواب هم دارد.


آرش


برای ماندانا که دلم واسش خیلی تنگ شده

شب اینجا تیره است اما
درون آسمان
 گردی است
که او را ماه می خوانند
نگاه سرد و تاریکم
به سوی ماه خیره
و می خوابم به امیدش
امید من
امید انتهای این شب تیره
امید انتهای ِ این همه تنهایی ِ آشفته در این سرزمین سرد و دلمرده
که خورشیدی برآید صبح دم شاد و سرزنده
و ماه من که هر شب با نگاهش دیده را آرام می سازم
و می خوابم به امیدی که می دانم
تو ای مهتاب رخشنده
که می تابی درون این اتاق سرد و یخ بسته
تو را با من
یکی پیغام دلگرم است
یکی پیغام رامشگر
یکی پیغام آسوده
نوازشگر
بر این آشفته ی ناسوده در
این خاک بی حاصل
که خورشیدی پی این شام تیره باز می آید
و من هر شب
 نگاهم را
 به تو مهتاب می دوزم
و چشمان را
به امیدش
فرو بسته
و آرام از نگاهت
خواب می چینم


آرش


 

عشق منتظر حادثه است.


آرش


تقدیم به پدر و مادر

نهال را باران باید

       تا بشوید غبار نشسته بر برگهایش

                            و سیرابش کند از آب حیات

 

   و آفتاب باید

                 تا بتاباند

                               نیرو را

                                         و محکم کند

                                                       شاخه های تازه روییده را

 

به نام مادر

         بوسه ای باید زد

                       دست هایی را

                             می شویند غبار خستگی روزگار را

                                          و  سیراب می کنند روح تشنه را

به نام پدر

          بوسه ای باید زد

                      دست هایی را

                                  که می تابانند

                                                   نیرو را

                                                        و محکم می کنند

                                                                 استواری پایه های زیستن را


آرش


کلام آخر

سکوت آخرین کلام  عاشقانه ای بود

 که در نظاره چشمانمان

به سان تیر های شکافنده مبادله می شد

و من برای عشق غمگین بودم

که چگونه در چکاک شمشیرهای نگاهمان

پاره پاره می شد.

و تو می خندیدی.


آرش


مهرورزی

آنگاه که کمتر سزاورم
به من بیشتر مهر بورز
زیرا که در آن زمان محتاج ترم.

آرش


insomnia

وقتی بی خوابی به کله آدم می زنه دو تا راه بیشتر باقی نمی مونه
 یا اینکه تو رختواب هی غلت بزنی و با خودت کشتی بگیری و یا اینکه پا
شی و خودت رو به یه کاری سرگرم کنی
مثلا پا شی بری تو بالکن بشینی درخت ها رو نیگا کنی لب تاپ رو باز کنی

و از تکون خوردن برگ های درخت با وزش باد بهار ی لذت ببری:

باد می آید امشب

خواب هم ناز فراوان دارد

چشم من چون هر شب

افق دور ترین سایه شب را

می کاود

خسته از هر چه که نامش دنیاست

دیده را می فشرم من بر هم

گوییا سخت ترین قفل جهان را امشب

می روم تا که بر این مردمک تاخته از بند سکون

بگذارم

چه کسی می داند

که چه بیهوده

به امید به هم بافتنش می کوشم

وزش باد بر این پیکر بی جان درخت

برگها را می ساید

و من از بستر خواب

مثل یک زندانی

که رها می شود از میله و بند

قفل بشکسته و زنجیر شکن

سوی در می تازم

می نیوشم به نوایی که در این تاریکی

می نوازد دل افسرده و غمگین مرا

گوییا وز وز طوفان امشب

به هماهنگی آهنگ درخت

شعر تنهایی یک مرد

که در نیمه ی شب

تن یخ بسته یک دختر موهوم در آغوش گرفته است

و به دیوار اتاق حسرت یافتن آن من گم کرده در آشوب دلش را 

نا امیدانه روایت کرده است

و کنون خسته و درمانده و بیچاره و بی تاب

بشکسته در و قفل

و بر هم نزده مردمک دیده به خواب

سوی این باد پناه آورده است

را

می سراید غزل کار فرو بسته به فال سحرش.    

آرش